شنبه, 30 ارديبهشت 1391

صفحه مورد بازدید: هفته نامه رودبار زمین ماجراهای پس خاله

ماجراهای پس خاله

با هنر : دعا کنیم گرانی ها متوقف بشوند.

نامه الکترونیک چاپ

پس خاله : مریدک ، تکلیف مردم خوی ئی گرونی چیِن، به کول بعضیا اسب گرونی افساری درده ، همطو جفتک ازدنه که بزنه !
مریدک: ولا پس خاله دگه کار ای دست مجلس و دولت و تعزیرات و همه در رفته .به نظرم همه باید به پیشنهاد آغای باهنر عمل کنیم ، هرچه نباشه خود ئی دوره ای هشت دوره یه که نماینده مجلسه ، حتما یه چیزایی حالیش میشه !
پس خاله : نظر باهنر مگه چیِن؟

گفتگوي پس خاله با يک پياز

نامه الکترونیک چاپ

- پس خاله هستم . از رودبارزمين خدمت رسيدم.
-  سلام پس خاله . ممنون که شما هميشه به ياد ما هستي . بايي چطورند ؟ پتنگو خوبند ؟
همه خوبند . لطفا خودتان را معرفي بفرماييد
- من اسمم پياز است . ديگه چه بايد بگم ؟
-از کدام تير و طايفه هستيد ؟

ماجراهای پس خاله

نامه الکترونیک چاپ

پس خاله : مریدک حلا ما سرصحلونی مون باید ای که بگیرین؟
مریدک : سر صحلونی دگه یعنی چه؟ عربی گپ می زنی؟
پس خاله : سر صحلونی یعنی وختی دو نفر بعد ای چند سال که غیظ بودهن ، خوی هم صحل اکنن ، یه شیرینی چیزی ادهن مردم اخورن . خوی یه اگون سر صحلونی .
مریدک : حلا  که خود که غیظ بیده؟
پس خاله : همی دو تا آغایی که تو عکس ادیدی . سمت چپی چند سالن که عضو مجمع تشخیص مصلحتن ولی نه که خوی رئیس مجمع غیظن ، تو جلسه ون مجمع شرکتی ناکه . بلخره هفته ی پیش شرکتی که و خوی هم صلحشن که .
مریدک : چه پیزخندی هم ورم می زنن .معلوم نی چه دارن خوی هم میگن!
پس خاله : سمت راستی داره اگفته : خدائیش تو انتخابات من چه کاره بیدم که پای منه کشیدی وسط؟ من کی ور پادشاه عربستان نامه نوشتم که تو سقوط می کنی؟اگر بچه های من مشکل دارن چرا رک و پوست کنده نمی گی که همه بدونن ؟
.سمت چپی هم داره اگو : دگه طرفند انتخاباتی بود حاجی ، شما به دل نگیرین ، مخصوصا حالا که به تو میگن حامی فتنه گرا ، به منم میگن حامی جریان انحرافی . می دونی حاجی ، ما بدخواه  مشترک داریم . باید بی هم حلال کنیم .
سمت راستی اگفتنه : خیلی وخت بود از نزدیک ندیده بودمت . ریشت کلا سفید شده .
سمت چپی اگفتنه : ولی ماشالا تو خوب موندی .
سمت راستی اگفتنه : خب حالا بعدا همدیگرا می بینیم . جلسه را شروع کنیم که ئی عکاسا خودشونا کشتن

ماجراهاي پس خاله

نامه الکترونیک چاپ

مريدک: پس خاله، شناسنامه تا آماده کردي بي روز جمعه؟
پس خاله: بله کربون. 30 سالن شناسنامم آماده ين.
مريدک: حلا بي که رأي مي دي؟
پس خاله: بي ----- که:
1ـ حداقل چار تا کار درست حسابي تو پرونده ش داشته ببو.
2ـ ادب و اخلاک داشته ببو و بي مردم دشمني ندهه.
3ـ کول الندکايي ندهه.
4ـ مليون مليون خرج تبليغات نکنه.
5ـ راه بندون درست نکنه.
6ـ طرفداروني ور تو سر کله رقيب نزنن.
مريدک: پس خاله! ايطو کسي اگه پيدا کردي، معرفي کن ما هم رأيش بديم.
پس خاله: راستي بخواهي تا حلا که پيدام نکرده، اگه پيدا بو خبرت اکنم. اگه هم نبو قرعه کشي اکنين

مشاعره انتخاباتی

نامه الکترونیک چاپ

مجری: حاج آقای زادسر شما ریش سفید این جمع هستید، احترامتان هم بر دیگران واجب، لطفا شروع کنید با حرف «دال»
زادسر: دل بردی از من به یغما ای ترک غارتگر من/ بار دگر برده مجلس هوش و حواس از سر من
«ن» بده بیا
کمالی پور: نابرده رنج گنج میسر نمی شود/ مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد
«د» بده بیا
مجاز: دارم از زلف سیاهش گله چندان که مپرس/ جلسه ای من بگذارم پر و پیمان که مپرس
«س» بده بیا
عارفی: سحر با باد می گفتم حدیث آرزومندی/ کمالی پور با من گفت چرا این قدر می خندی؟
«ی» بده بیا
امیری: توانا بود هر که دانا بود/ خوشم چونکه بخشدار با ما بود
مجری: حاجی شما باید با حرف «ی» شروع می کردی
امیری: خالو، مو خوی هر حرفی که دلم بخوا شروع اکنم، رکیب ندارم، اتاهم، چشم حسودمم کور!

صفحه 1 از 4